|
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شمانیز بگذرد پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درد دوست داشتن و درد کسی را برای دوست داشتن نداشتن هر دو درد است درد من هر دو... «محمد مصدق»
خیلی دور ، خیلی نزدیک فرقی نمی کند فاصله ، فاصله است...
سلام
بابت تاخیری که داشتم پوزش می طلبم این روزها تکراری شدن لحظه ها باعث فروکش کردن یه سر سوزن ذوقم شده برای خالی نبودن عریضه و عوض کردن دکور وبلاگ یه چیز نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد راستی نظر یادتون نره و کسی لمس نکرد رنگ احساسم را وکسی حدس نزد که چرا حرف به دستور لبم زوم شده است روی تصویر سکوت وکسی درک نکرد این روایت از درد که چرا هیج کسی ضربدر قرمز نیست زیر شمشیر سکوت قصه دارد این شعر قصه دارد بیداد مثل جامانده ی شمعی درباد آخرین فریادم روی اعصاب ترک خورده ی شب می رقصید زیر رگبار نگاه هیچ کس هیچ ندید پس از این خاطره از آن مردم سایه ام سردر گم دفتر آبی شعرش در دست پشت بن بست خیالم مانده است چه بگویم از درک چه بگویم از درد من پژمرده از این ویرانی روی اعصاب زمین همچنان می رقصم همچنان می خوانم: بگو آن سوی سکوت خبری هست هنوز؟ ته پژواک صدا می گوید: ...خبری هست هنوز...
کلامی از استاد الهی قمشه ای: امروزه تمام سلولهاي عالم پرازعلم ودانش وآگاهي شده است وفقط شمابايددستوربدهيدواطلاعات رابگيريد،ازطريق شبكه اينترنت تمام كتابهاي عالم دراختيارشماخواهدبود.اگراتصال ما محدودباشد فقط هاردديسك خودمان خواهدبودوچندتا سي دي اي كه داريم ولي اگرمتصل شديم به شبكه اينترنت تمام اطلاعات دراختيارماخواهدبودولي يك شبكه اينترنت بزرگتري هست كه هنوزبه آن دسترسي پيدانكرده اندوآن شبكه اينترنتي است كه انبياواوليا وشعراي آسماني به آن شبكه متصل مي شوند،آنچنان كه شعراي آسماني مي گويندكه ما شعرنمي گوييم بلكه الهه شعررا صدامي كنيم واو مي آيدوشعروداستان راتعريف مي كندچون اوازعالم بالا به آن شبكه دسترسي دارد .
با سلام خدمت دوستاني كه راجع به وبلاگ نظر ميدن* اولين غزلم رو به شما خوبان تقديم ميكنم اميدوارم كه خوشتون بياد و ... كه شاه بيت من تويي در انتها هجاي تو به رسم تو كه مي رسم ، فكر بلند مي شود فلسفه ی شب ومن و لرزش شانه های تو در اين لباس صورتي ، تنت ضريح مي شود به صورتي كه زائران فتاده اند به پاي تو رنگ تورا كه مي كشم، خدا چقدر آبي است در آسمان تيره ام بكش خدا ، خداي تو چه خواب كودكانه اي ، مترسك نگاه من به دست چوبي اش گرفت عروسك رهاي تو به شعرهاي من نگو سراغ ديگري برو سپيد و نغمه و غزل ، همه ، همه فداي تو تمام نقش هاي تو كشيده ام و مانده است به تابلوي زندگي ، ضمير چشم هاي تو در اين لباس صورتي خداي آبيم بگو! من از كجا بياورم قافيه اي به جاي او... ...منتظر نقد و نظرتون هستم.
امیدوارم که خوشتون بیاد: آنقدر با نردبان دود من اوج گرفتی که ندیدی آنکه روزگاری در آغوش لبانت میکشیدی زیرکفش ها به فیلتر رسیده است. |
About ![]()
اینجا ... بلوک13...
Archivesهفته اوّل تیر 1388هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 Links
کتابخانه مجازی |